
تبليغات

موضوعات
بهترین مطالب

جستجو

امکانات جانبي
شعرهای مذهبی مربوط به محرم

بشنو از نی چون حکایت ها کند
از سر ببریده ای هر دم حکایت ها کند
بشنو از نی چون شکایت ها کند
وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند
از سر ببریده ای هر دم حکایت ها کند
بشنو از نی چون شکایت ها کند
وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند
بشنو از نی در ره دلدادگی
در زه دلدادگی فرزانگی
بشنو از نی آن به غایت راستین
حامل راس حسین اندر زمین
در زه دلدادگی فرزانگی
بشنو از نی آن به غایت راستین
حامل راس حسین اندر زمین
بشنو از نی از زمین کربلا
ناله و نفرین و آه و نینوا
بشنو از نی چون حکایت ها کند
از بدی های زمین هر دم شکایت ها کند
بشنو از نی از زبان اهل دل
راستگویان در سرای اهل دل
بشنو از نی واقعه از کربلا
کاروان کی میرسد در نینوا ؟
بشنو از نی ، آن زمان سلطان حسین
بی بدن قرآن قرائت می کند راس الحسین

امشب شهادت نامهی عشاق ، امضا میشود
فردا ز خون عاشقان ، این دشت دریا میشود
امشب کنار یکدگر ، بنشسته آل مـصطفی
فردا پریشان جمعشان ، چون قلب زهرا میشود
امشب بود برپا اگر ، این خیمهی ثـاراللهی
فردا به دست دشمنان ، برکنده از جا میشود
امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامان ، زین دشت بر پا میشود
فردا ز خون عاشقان ، این دشت دریا میشود
امشب کنار یکدگر ، بنشسته آل مـصطفی
فردا پریشان جمعشان ، چون قلب زهرا میشود
امشب بود برپا اگر ، این خیمهی ثـاراللهی
فردا به دست دشمنان ، برکنده از جا میشود
امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامان ، زین دشت بر پا میشود

چه زود شستی از آن دستهای زیبا دست
کشید از سر دنیایت آرزوها دست
شب ولادت تو قلب مادرت لرزید
و داد حال عجیبی برای بابا دست
گرفت دست ترا ، غرق بوسه باران کرد
که راز هجرت سرخ تو بود فردا دست
زمان گذشت و گذشت و رسید عاشورا
رسید تا بدهد امتحان خود را دست
کشید از سر دنیایت آرزوها دست
شب ولادت تو قلب مادرت لرزید
و داد حال عجیبی برای بابا دست
گرفت دست ترا ، غرق بوسه باران کرد
که راز هجرت سرخ تو بود فردا دست
زمان گذشت و گذشت و رسید عاشورا
رسید تا بدهد امتحان خود را دست

شرمنده شد بهار ، ز گلزار کربلا
بلبل کند نوا که خزانِ محرم است
بلبل کند نوا که خزانِ محرم است
ما عاشقانِ لاله ی سرخِ پیمبریم
کز عطر او بهشتِ خداوند ، خرم است
صد مرده زنده می شود از ذکرِ یا حسین
مولای ما معلمِ عیسی بن مریم است
عیسی اگر در آخرِ عمرش به عرش رفت
قُنداقه حسین شرفِ عرشِ اعظم است
با یوسفش مقایسه کردم ، نگار گفت :
او شاهِ مصر باشد و این شاهِ عالم است
ما را نیازِ صید چمن نیست در بهار
روی حسینیان ، گل و این اشک شبنم است
ای صاحب عزا به عزا خانه ها بیا
یاران سینه زن همه در زیر پرچم است
یاران سینه زن همه در زیر پرچم است
گر وعده ی بهشت ، به ما می دهد بهار
ما نیستیم طالبِ ، رضوان مسلم است
بر عاشقان ، سیاحتِ گلشن حرام شد
خاکم به سر ، که قامت سروِ علی خم است
ای آب ، بس کن این همه جوش و خروش را
در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است
سقا ز تشنگانِ حرم شرمسار شد
شرمنده ی خجالت او نهرِ علقم است
ساقی تشنه تا که برون آمد از فرات
قربان غیرتش شود عالم ، اگر کم است
چون محتشم بخوان به پیمبر ز سوز دل
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
مطالب مرتبط
بخش نظرات اين مطلب

ورود کاربران

عضويت سريع

پشتيباني آنلاين

آمار

آخرين نطرات کاربران
معاف - با سلام و عرض ادبضمن تبریک بخاطر وبلاگ مفید و خوبتون. وبلاگ بنده هم در زمینه فروش انواع فایل های کاربردی فعال است. آیا تمایل به تبادل لینک دارید دوست عزیز؟
با احترام
- دوشنبه 08 دی 1404
تالار عروسی - عکسهای قشنگی بود - دوشنبه 08 دی 1404
رضا - دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت:تو را چه به عشق. . .
گفتم چرا؟
گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست . . .
لبخندی زدم و گفتم :
خدایا این مخلوق توست . . .
شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری . . . - دوشنبه 08 دی 1404
آرمیتا - به بعضیا هم باس گفت :ریاضی بلد نیستی به درک . . .
ولی جمع کن خودتو از زیر این و اون. . . . - دوشنبه 08 دی 1404
طراحی سایت - روحش شادپاسخ:خدا رحمتش کنه - دوشنبه 08 دی 1404
علی - ایول همشون باحالن
تالار پذیرایی - بسیار عالی بود.<a href="http://www.talarnet.com/" title="تالار پذیرایی"><h3>تالار پذیرایی<h3></a> - دوشنبه 08 دی 1404
درباره ما
-
سلام
امیدوارم دقایق خوشی را در این وبلاگ تجربه نمایید







